दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 201› शेर 9 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۱
- نگذارد اشتیاق کریمان که آب خوش اندر گلوی تو رود ای یار باوفا
G201:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما·ناچار گفتنیست تمامی ماجرا
- 2 والله ز دور آدم تا روز رستخیز·کوته نگشت و هم نشود این درازنا
- 3 اما چنین نماید کاینک تمام شد·چون ترک گوید «اشپو» مرد رونده را
- 4 اشپوی ترک چیست که نزدیک منزلی·تا گرمی و جلادت و قوت دهد تو را
- 5 چون راه رفتنیست توقف هلاکتست·چونت قنق کند که بیا خرگه اندرآ
- 6 صاحبمروتیست که جانش دریغ نیست·لیکن گرت بگیرد ماندی در ابتلا
- 7 بر ترک ظن بد مبر و متهم مکن·مستیز همچو هندو بشتاب همرها
- 8 کان جا در آتش است سه نعل از برای تو·وان جا به گوش تست دل خویش و اقربا
- 9 نگذارد اشتیاق کریمان که آب خوش·اندر گلوی تو رود ای یار باوفا
- 10 گر در عسل نشینی تلخت کنند زود·ور با وفا تو جفت شوی گردد آن جفا
- 11 خاموش باش و راه رو و این یقین بدان·سرگشته دارد آب غریبی چو آسیا
ganjoor: sh201 · public domain