दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2012› शेर 13 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۱۲
- همزبان بیزبانان شو دلا تا به گفت و گو نباشی مرتهن
G2012:13
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای دلارام من و ای دل شکن·وی کشیده خویش بیجرمی ز من
- 2 از نظر رفتی ز دل بیرون نهای·ز آنک تو شمعی و جان و دل لگن
- 3 جان من جان تو جانت جان من·هیچ کس دیدهست یک جان در دو تن
- 4 زندگیام وصل تو مرگم فراق·بینظیرم کردهای اندر دو فن
- 5 بس بجستم آب حیوان خضر گفت·بیوصالش جان نیابی جان مکن
- 6 غم نیارد گرد غمگین تو گشت·ور بگردد بایدش گردن زدن
- 7 جانها زان گرد تو گرددهمی·جان ادیم و تو سهیل اندر یمن
- 8 بهر تو گفتهست منصور حلاج·یا صغیر السن یا رطب البدن
- 9 شیر مست شهد تو گشت و بگفت·یا قریب العهد من شرب اللبن
- 10 پیش مستان تو غم را راه نیست·فکرت و غم هست کار بوالحسن
- 11 هر کی در چاه طبیعت مانده است·چارهاش نبود ز فکر چون رسن
- 12 چونک برپرید کاسد گشت حبل·چون یقینی یافت کاسد گشت ظن
- 13 همزبان بیزبانان شو دلا·تا به گفت و گو نباشی مرتهن
ganjoor: sh2012 · public domain