दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2039› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۳۹
- از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
G2039:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن·تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
- 2 ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها·خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
- 3 از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی·بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
- 4 ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده·بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
- 5 خیرهکَشیست ما را، دارد دلی چو خارا·بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
- 6 بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد·ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن
- 7 دردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد·پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
- 8 در خواب دوش پیری، در کویِ عشق دیدم·با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن
- 9 گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد·از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن
- 10 بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی·تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
ganjoor: sh2039 · public domain