दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2041› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۴۱
- گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی سودت ندارد آنها الا که همچنین کن
G2041:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن·میسوخت و پر همیزد بر جا که همچنین کن
- 2 شمع و فتیله بسته با گردن شکسته·میگفت نرم نرمک با ما که همچنین کن
- 3 مومی که میگدازد با سوز می بسازد·در تف و تاب داده خود را که همچنین کن
- 4 گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی·سودت ندارد آنها الا که همچنین کن
- 5 دامان پر ز گوهر کرد و نشست بر سر·وز رشک تلخ گشته دریا که همچنین کن
- 6 از نیک و بد بریده وز دامها پریده·بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین کن
- 7 رخساره پاک کرده دراعه چاک کرده·با خار صبر کرده گلها که همچنین کن
- 8 صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته·بر مغزها دویده صهبا که همچنین کن
- 9 خالی شدهست و ساده نُه چشم برگشاده·لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین کن
- 10 چل سال چشم آدم در عذر داشت ماتم·گفته به کودکانش بابا که همچنین کن
- 11 خاموش باش و صابر عبرت بگیر آخر·خامش شدهست و گریان خارا که همچنین کن
- 12 تبریز شمس دین را بین کز ضیای جانی·پر کرده از جلالت صحرا که همچنین کن
ganjoor: sh2041 · public domain