दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2073› शेर 10 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۷۳
- پناه گیر تو در زلف شمس تبریزی که مشک بارد تا وارهی ز کافوران
G2073:10
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 دلا تو شهد منه در دهان رنجوران·حدیث چشم مگو با جماعت کوران
- 2 اگر چه از رگ گردن به بنده نزدیک است·خدای دور بود از بر خدادوران
- 3 درون خویش بپرداز تا برون آیند·ز پردهها به تجلی چو ماه مستوران
- 4 اگر چه گم شوی از خویش و از جهان این جا·برون خویش و جهان گشتهای ز مشهوران
- 5 اگر تو ماه وصالی نشان بده از وصل·ز ساعد و بر سیمین و چهره حوران
- 6 وگر چو زر ز فراقی کجاست داغ فراق·چنین فسرده بود سکههای مهجوران
- 7 چو نیست عشق تو را بندگی به جا میآر·که حق فرونهلد مزدهای مزدوران
- 8 بدانک عشق خدا خاتم سلیمانی است·کجاست دخل سلیمان و مکسب موران
- 9 لباس فکرت و اندیشهها برون انداز·که آفتاب نتابد مگر که بر عوران
- 10 پناه گیر تو در زلف شمس تبریزی·که مشک بارد تا وارهی ز کافوران
ganjoor: sh2073 · public domain