दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2075› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۷۵
- تو بادهای تو خماری تو دشمنی و تو دوست هزار جان مقدس فدای این دشمن
G2075:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن·توی که خرمن مایی و آفت خرمن
- 2 هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی·و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من
- 3 تو قلزمی و دو عالم ز توست یک قطره·قراضهای است دو عالم توی دو صد معدن
- 4 تو راست حکم که گویی به کور چشم گشا·سخن تو بخشی و گویی که گفت آن الکن
- 5 بساختی ز هوس صد هزار مغناطیس·که نیست لایق آن سنگ خاص هر آهن
- 6 مرا چو مست کشانی به سنگ و آهن خویش·مرا چه کار که من جان روشنم یا تن
- 7 تو بادهای تو خماری تو دشمنی و تو دوست·هزار جان مقدس فدای این دشمن
- 8 تو شمس دین به حقی و مفخر تبریز·بهار جان که بدادی سزای صد بهمن
ganjoor: sh2075 · public domain