दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2084 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۰۸۴

  1. به روز و شب چو زمین رو بر آسمان دارم ز روی تو که نگنجد در آسمان و زمین

G2084:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین·قرار و صبر برفته‌ست زین دل مسکین
  2. 2 ز روی زرد و دلِ درد و سوز سینه مپرس·که آن به شرح نگنجد بیا، به چشم ببین
  3. 3 چو نان پخته ز تاب تو سرخ رو بودم·چو نانِ ریزه کنونم ز خاک ره برچین
  4. 4 چو آینه، ز جمالت خیال‌چین بودم·کنون تو چهرهٔ من زرد بین و چینْ بَرچین
  5. 5 مثال آبم در جوی کژ روان چپ و راست·فراق از چپ و از راستم گشاده کمین
  6. 6 به روز و شب چو زمین رو بر آسمان دارم·ز روی تو که نگنجد در آسمان و زمین
  7. 7 سحر ز درد نوشتیم نامه پیش صبا·که از برای خدا ره سوی سفر بگزین
  8. 8 اگر سر تو به گل در بود مشوی بیا·وگر به خار رسد پا به کندنش منشین
  9. 9 بیا بیا و خلاصم ده از بیا و برو·بیا چنانک رهد جانم از چنان و چنین
  10. 10 پیام کردم کای تو پیمبر عشّاق·بگو برای خدا زود ای رسول امین
  11. 11 که غرق آبم و آتش ز موج دیده و دل·مرا چه چاره؟ نوشت او که چارهٔ تو همین
  12. 12 نشست نقش دعایم به عالم گردون·کجاست گوش نمازی که بشنود آمین
  13. 13 هزار آینه و صد هزار صورت را·دهم به عشق صلاح جهان صلاح الدین

ganjoor: sh2084 · public domain