दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2163› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۱۶۳
- ز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درم کمر بستم به عشق اندر به اومید قبای تو
G2163:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو·بهشتم جان شیرین را که میسوزد برای تو
- 2 روان از تو خجل باشد دلم را پا به گل باشد·مرا چه جای دل باشد چو دل گشتهست جای تو
- 3 تو خورشیدی و دل در چه بتاب از چه به دل گه گه·که میکاهد چو ماه ای مه به عشق جان فزای تو
- 4 ز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درم·کمر بستم به عشق اندر به اومید قبای تو
- 5 گرفتم عشق را در بر کله بنهادهام از سر·منم محتاج و میگویم ز بیخویشی دعای تو
- 6 دلا از حد خود مگذر برون کن باد را از سر·به خاک کوی او بنگر ببین صد خونبهای تو
- 7 اگر ریزم وگر رویم چه محتاج تو مه رویم·چو برگ کاه میپرم به عشق کهربای تو
- 8 ایا تبریز خوش جایم ز شمس الدین به هیهایم·زنم لبیک و میآیم بدان کعبه لقای تو
ganjoor: sh2163 · public domain