दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2188› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۱۸۸
- چو چشمت بست آن جادوی استاد درآ در آب جو و آب میجو
G2188:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 در این رقص و در این های و در این هو·میان ماست گردان میر مه رو
- 2 اگر چه روی میدزدد ز مردم·کجا پنهان شود آن روی نیکو
- 3 چو چشمت بست آن جادوی استاد·درآ در آب جو و آب میجو
- 4 تو گویی کو و کو او نیز سر را·به هر سو میکند یعنی که کو کو
- 5 ز کوی عشق میآید ندایی·رها کن کو و کو دررو در این کو
- 6 برو دامان خاقان گیر محکم·چو او باشد چه اندیشی ز باجو
- 7 برو پهلوی قصرش خانهای گیر·که تا ایمن شوی از درد پهلو
- 8 گریزان درد و دارو در پی تو·زهی لطف و زهی احسان و دارو
- 9 سیه کاری و تلخی را رها کن·بر ما زو بیا غلطان چو مازو
- 10 از او یابد طرب هم مست و هم می·از او گیرد نمک هم رو و هم خو
- 11 از او اندیش و گفتن را رها کن·لطیف اندیش باشد مرد کم گو
ganjoor: sh2188 · public domain