दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2203 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۰۳

  1. رنگ بی‌رنگی است از رخسار عاشق آن صفا آن وفا و آن صفا و لطف خوش رخسار کو

G2203:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو·لایق این کفر نادر در جهان زنار کو
  2. 2 هر زمان چون مست گردد از نسیم خمر جان·تا در خمخانه می‌تازد ولیکن بار کو
  3. 3 سوی بی‌گوشی سماع چنگ می‌آید ولیک·چنگ جانان است آن را چوب یا اوتار کو
  4. 4 چونک او بی‌تن شود پس خلعت جان آورند·کاندر او دستان حایک یا که پود و تار کو
  5. 5 کبر عاشق بوی کن کان خود به معنی خاکیی است·در چنان دریا تکبر یا که ننگ و عار کو
  6. 6 چون مشامت برگشاید آیدت از غار عشق·طرفه بویی پس دوی هر سو که آخر غار کو
  7. 7 رنگ بی‌رنگی است از رخسار عاشق آن صفا·آن وفا و آن صفا و لطف خوش رخسار کو
  8. 8 آمدت مژده ز عمر سرمدی پس حمد کو·کاندر آن عمرت غم امسال و یاد پار کو
  9. 9 صحبت ابرار و هم اشرار کان جا زحمت است·در حریم سایه آن مهتر اخیار کو
  10. 10 شمس حق و دین خداوند صفاهای ابد·در شعاع آفتابش ذره هشیار کو

ganjoor: sh2203 · public domain