दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2219 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G2219 · 11 शेर
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G2219:1 من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگوپیش من، جز سخن شمع و شَکَر، هیچ مگو
- G2219:2 سخن رنج، مگو، جز سخن گنج، مگوور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگو
- G2219:3 دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- G2219:4 گفتم: «ای عشق! من از چیز دگر میترسم»گفت: «آن چیزِ دگر، نیست دگر، هیچ مگو
- G2219:5 من به گوش تو، سخنهای نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی، جز که به سر، هیچ مگو
- G2219:6 قمری، جانصفتی، در ره دل پیدا شددر ره دل، چه لطیفست سفر! هیچ مگو»
- G2219:7 گفتم: «ای دل! چه مهست این؟» دل اشارت میکردکه «نه اندازهٔ توست این، بگذر، هیچ مگو»
- G2219:8 گفتم: «این روی، فرشتهست، عجب یا بشرست؟»گفت: «این غَیر فرشتهست و بشر، هیچ مگو»
- G2219:9 گفتم: «این چیست؟ بگو، زیر و زبر خواهم شد»گفت: «میباش چنین، زیر و زبر، هیچ مگو
- G2219:10 ای نشسته تو در این خانهٔ پرنقش و خیال!خیز از این خانه برو، رخت ببر، هیچ مگو»
- G2219:11 گفتم: «ای دل! پدری کن، نه که این وصف خداست؟»گفت: «این هست، ولی جان پدر! هیچ مگو»
ganjoor: sh2219 · public domain