दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2226› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۲۶
- گفت دل کاندر خم چوگان او کهنه گشتم صد هزاران بار و نو
G2226:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای بکرده رخت عشاقان گرو·خون مریز این عاشقان را و مرو
- 2 بر سر ره تو ز خون آثار بین·هر طرف تو نعره خونین شنو
- 3 گفتم این دل را که چوگانش ببین·گر یکی گویی در آن چوگان بدو
- 4 گفت دل کاندر خم چوگان او·کهنه گشتم صد هزاران بار و نو
- 5 کی نهان گردد ز چوگان گوی دل·کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو
- 6 گربه جان عطسه شیر ازل·شیر لرزد چون کند آن گربه مو
- 7 زر کان شمس تبریزی است این·صاف باشد گر بجویی جو به جو
ganjoor: sh2226 · public domain