दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2234› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۳۴
- از بس که غرقهام چو مگس در حلاوتت پروا نباشدم به نظر در خصال تو
G2234:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو·آیینه گشتهام همه بهر خیال تو
- 2 و این طرفهتر که چشم نخسپد ز شوق تو·گرمابه رفته هر سحری از وصال تو
- 3 خاتون خاطرم که بزاید به هر دمی·آبستن است لیک ز نور جلال تو
- 4 آبستن است نه مهه کی باشدش قرار·او را خبر کجاست ز رنج و ملال تو
- 5 ای عشق اگر بجوشد خونم به غیر تو·بادا به بیمرادی خونم حلال تو
- 6 سر تا قدم ز عشق مرا شد زبان حال·افغان به عرش برده و پرسان ز حال تو
- 7 گر از عدم هزار جهان نو شود دگر·بر صفحه جمال تو باشد چو خال تو
- 8 از بس که غرقهام چو مگس در حلاوتت·پروا نباشدم به نظر در خصال تو
- 9 در پیش شمس خسرو تبریز ای فلک·میباش در سجود که این شد کمال تو
ganjoor: sh2234 · public domain