दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2282 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۸۲

  1. ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنون بستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته

G2282:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته·سرها بریده بی‌عدد در رزم تو پا کوفته
  2. 2 چون عزم میدان زمین کردی تو ای روح امین·ذرات خاک این زمین از عزم تو پا کوفته
  3. 3 فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شد·کف کرد خون بر روی خون از جزم تو پا کوفته
  4. 4 ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنون·بستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته
  5. 5 خوارزمیان منکر شده دیدار بی‌چون را ولی·از بینش بی‌چون تو خوارزم تو پا کوفته
  6. 6 ای آفتاب روی تو کرده هزیمت ماه را·و آن ماه در راه آمده از هزم تو پا کوفته
  7. 7 چون شمس تبریزی کند در مصحف دل یک نظر·اعراب او رقصان شده هم جزم تو پا کوفته

ganjoor: sh2282 · public domain