दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 231 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۱

  1. ز دم زدن که شود مانده؟ یا که سیر شود؟ تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی

G231:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا·ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا
  2. 2 ز دم زدن که شود مانده؟ یا که سیر شود؟·تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی
  3. 3 دهان گور شود باز و لقمه‌ایش کند·چو بسته گشت دهان تن از دم احیا
  4. 4 دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد·که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا
  5. 5 مباد روزی کاندر جهان تو دَرنَدَمی·که یک گیاه نروید ز جمله صحرا
  6. 6 فروکش این دم زیرا تو را دمی دگر است·چو بسکلد ز لب این باد‌، آن بوَد برجا

ganjoor: sh231 · public domain