दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2335› शेर 9 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۳۵
- شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت احسنت زهی آتش و شاباش زبانه
G2335:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 رندان همه جمعند در این دیر مغانه·درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
- 2 خون ریزبک عشق در و بام گرفتهست·و آن عقل گریزان شده از خانه به خانه
- 3 یک پرده برانداخته آن شاهد اعظم·از پرده برون رفته همه اهل زمانه
- 4 آن جنس که عشاق در این بحر فتادند·چه جای امان باشد و چه جای امانه
- 5 کی سرد شود عشق ز آواز ملامت·هرگز نرمد شیر ز فریاد زنانه
- 6 پر کن تو یکی رطل ز میهای خدایی·مگذار خدایان طبیعت به میانه
- 7 اول بده آن رطل بدان نفس محدث·تا ناطقهاش هیچ نگوید ز فسانه
- 8 چون بند شود نطق یکی سیل درآید·کز کون و مکان هیچ نبینی تو نشانه
- 9 شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت·احسنت زهی آتش و شاباش زبانه
ganjoor: sh2335 · public domain