दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2353› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۵۳
- سیل آمد و درربود جان را آن سیل ز بحرها زیاده
G2353:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 جان آمده در جهان ساده·وز مرکب تن شده پیاده
- 2 سیل آمد و درربود جان را·آن سیل ز بحرها زیاده
- 3 جان آب لطیف دیده خود را·در خویش دو چشم را گشاده
- 4 از خود شیرین چنانک شکر·وز خویش بجوش همچو باده
- 5 خلقان بنهاده چشم در جان·جان چشم به خویش درنهاده
- 6 خود را هم خویش سجده کرده·بیساجد و مسجد و سجاده
- 7 هم بر لب خویش بوسه داده·کای شادی جان و جان شاده
- 8 هر چیز ز همدگر بزاید·ای جان تو ز هیچ کس نزاده
- 9 میراند سوی شهر تبریز·جان چون شتر و بدن قلاده
ganjoor: sh2353 · public domain