दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2357› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۵۷
- هر چند شدهست خون جگرشان چستند در این ره و چه کاره
G2357:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای گشته دلت چو سنگ خاره·با خاره و سنگ چیست چاره
- 2 با خاره چه چاره شیشهها را·جز آنک شوند پاره پاره
- 3 زان میخندی چو صبح صادق·تا پیش تو جان دهد ستاره
- 4 تا عشق کنار خویش بگشاد·اندیشه گریخت بر کناره
- 5 چون صبر بدید آن هزیمت·او نیز بجست یک سواره
- 6 شد صبر و خرد بماند سودا·میگرید و میکند حراره
- 7 خلقی ز جدایی عصیرت·بر راه فتاده چون عصاره
- 8 هر چند شدهست خون جگرشان·چستند در این ره و چه کاره
- 9 بیگانه شدیم بهر این کار·با عقل و دل هزارکاره
- 10 العشق حقیقه الاماره·و الشعر طباله الاماره
- 11 احذر فامیرنا مغیر·کل سحر لدیه غاره
- 12 اترک هذا وصف فراقا·تنشق لهوله العباره
- 13 بگریخت امام ای مؤذن·خاموش فرورو از مناره
ganjoor: sh2357 · public domain