दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2367 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۶۷

  1. چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی فتنه خورشید گشته آفت گردون شده

G2367:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده·هر زمان گوید که چونی ای دل بی‌چون شده
  2. 2 دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند·تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
  3. 3 نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست·عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
  4. 4 چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی·فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
  5. 5 ذره‌ها اندر هوا و قطره‌ها در بحرها·در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
  6. 6 واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش·خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
  7. 7 پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش·مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده

ganjoor: sh2367 · public domain