दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2395 शेर 8 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۹۵

  1. می‌دید حسن خود را می‌گفت چشم بد را نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه

G2395:8

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانه·برداشته ربابی می‌زد یکی ترانه
  2. 2 با زخمهٔ چو آتش می‌زد ترانه خوش·مست و خراب و دلکش از بادهٔ مغانه
  3. 3 در پردهٔ عراقی می‌زد به نام ساقی·مقصود باده بودش ساقی بُدش بهانه
  4. 4 ساقی ماه رویی در دست او سبویی·از گوشه‌ای درآمد بنهاد در میانه
  5. 5 پر کرد جام اول زان بادهٔ مُشَعَل·در آب هیچ دیدی کآتش زند زبانه
  6. 6 بر کف نهاده آن را از بهر دلستان را·آنگه بکرد سجده بوسید آستانه
  7. 7 بستد نگار از وی اندرکشید آن می·شد شعله‌ها از آن می بر روی او دوانه
  8. 8 می‌دید حسن خود را می‌گفت چشم بد را·نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه

ganjoor: sh2395 · public domain