दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 240› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۴۰
- که جان خود چه باشد بر عاشقان جهان خود چه باشد بر اولیا
G240:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 تو جان و جهانی کریما مرا·چه جان و جهان از کجا تا کجا
- 2 که جان خود چه باشد بر عاشقان·جهان خود چه باشد بر اولیا
- 3 نه بر پشت گاویست جمله زمین·که در مرغزار تو دارد چرا
- 4 در آن کاروانی که کل زمین·یکی گاوبارست و تو ره نما
- 5 در انبار فضل تو بس دانههاست·که آن نشکند زیر هفت آسیا
- 6 تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم·زهی چشم بند و زهی سیمیا
- 7 تو را عالمی غیر هجده هزار·زهی کیمیا و زهی کبریا
- 8 یکی بیت دیگر بر این قافیه·بگویم بلی وام دارم تو را
- 9 که نگزارد این وام را جز فقیر·که فقرست دریای در وفا
- 10 غنی از بخیلی غنی ماندهست·فقیر از سخاوت فقیر از سخا
ganjoor: sh240 · public domain