दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2413› शेर 9 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
- نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا و زین بساط فنا هر دو دست خود شسته
G2413:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته·عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
- 2 بمال چشم دلا بهترک از این بنگر·مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
- 3 دو کف به سوی دعا سوی بحر میرانی·نه گوهر تو به جیب تو است پیوسته
- 4 خنک کسی که ورا دست گرد جیب بود·که او لطیف و سبک روح گشت و برجسته
- 5 اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش·از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته
- 6 میان گلبن دل جان بخسته از خاری·ببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته
- 7 میان دل چو برآید غبار و طبل و علم·هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته
- 8 بیا به شهر عدم درنگر در آن مستان·ببین ز خویش و هزاران چو خویش وارسته
- 9 نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا·و زین بساط فنا هر دو دست خود شسته
ganjoor: sh2413 · public domain