दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2461 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

  1. خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم کهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد اندر مددی

G2461:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی·بی‌دل من بی‌دل من راست شدی هر چه بدی
  2. 2 گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدی·فارغ و آزاد بدی خواجه ز هر نیک و بدی
  3. 3 هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدی·دانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی
  4. 4 خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم·کهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد اندر مددی
  5. 5 آتش و نفتم نخورد ور بخورد بازدهد·چون عددی را بخورد بازدهد بی‌عددی
  6. 6 بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من·دانک من اندر چمنم صورت من در لحدی
  7. 7 گرچه بود در لحدی خوش بودش با احدی·آنک در آن دام بود کی خوردش دام و ددی
  8. 8 و آنک از او دور بود گرچه که منصور بود·زارتر از مور بود ز آنک ندارد سندی

ganjoor: sh2461 · public domain