दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2547› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۵۴۷
- چو آرم پیش تو زاری بهانه نو برون آری زهی شنگی و طراری زهی شوخی و پیشانی
G2547:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی·در این مستی اگر جرمی کنم تا رو نگردانی
- 2 زهی پیدای ناپیدا پناه امشب و فردا·زهی جانم ز تو شیدا زهی حال پریشانی
- 3 ز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکل·میان موج خون دل مرا تا چند بنشانی
- 4 چو آرم پیش تو زاری بهانه نو برون آری·زهی شنگی و طراری زهی شوخی و پیشانی
- 5 زبان داری تو چون سوسن نمایی آب را روغن·چرا بیگانه ای با من چو تو از عین خویشانی
- 6 زهی مجلس زهی ساقی زهی مستان زهی باده·زهی عشاق دل داده زهی معشوق روحانی
- 7 شراب عشق تو آنگه جهان حسن بر جاگه·جمال روی تو آنگه کند جان کسی جانی
- 8 بکرده روح را حق بین خداوندی شمس الدین·ز تبریز نکوآیین به قدرتهای ربانی
ganjoor: sh2547 · public domain