दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2569 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

  1. از چشم چو بادامت در مجلس یک رنگی هر نقل که پیش آید بادام کنی حالی

G2569:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی·در عشق جهانی را بدنام کنی حالی
  2. 2 می جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آید·گر از شکر قندت در جام کنی حالی
  3. 3 از چشم چو بادامت در مجلس یک رنگی·هر نقل که پیش آید بادام کنی حالی
  4. 4 حاشا ز عطای تو کان نسیه بود ای جان·گر تشنه بود صادق انعام کنی حالی
  5. 5 ای ماه فلک پیما از منزل ما تا تو·صدساله ره ار باشد یک گام کنی حالی
  6. 6 از لطف تو از عقرب صد شیر بجوشیده·و آن کره گردون را هم رام کنی حالی
  7. 7 بر بام فلک صد در بگشاید و بنماید·گر حارس بامت را بر بام کنی حالی
  8. 8 هر خام شود پخته هم خوانده شود تخته·گر صبح رخت جلوه در شام کنی حالی

ganjoor: sh2569 · public domain