दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2592› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۵۹۲
- امروز عجب چیزی میافتی و میخیزی در باغ کی خندیدی وز دست کی میخوردی
G2592:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای صورت روحانی امروز چه آوردی·آورد نمیدانم دانم که مرا بردی
- 2 ای گلشن نیکویی امروز چه خوش بویی·بر شاخ کی خندیدی در باغ کی پروردی
- 3 امروز عجب چیزی میافتی و میخیزی·در باغ کی خندیدی وز دست کی میخوردی
- 4 آن طبع زرافشانی و آن همت سلطانی·پیران و جوانان را آموخت جوامردی
- 5 بگذر ز جوامردی کان هم ز دوی خیزد·در وحدت همدردی درکش قدح دردی
- 6 هم همره و همدردی هم جمعی و هم فردی·هم عاشق و معشوقی هم سرخی و هم زردی
- 7 با این همه در مجلس بنشین و میا با من·ترسم که میان ره بگریزی و برگردی
- 8 ور ز آنک همیآیی با خویش مبر دل را·کز دل دودلی خیزد گه گرمی و گه سردی
ganjoor: sh2592 · public domain