दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2595› शेर 11 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۵۹۵
- بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخر نی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری
G2595:11
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 امشب پریان را من تا روز به دلداری·در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری
- 2 من شیوه پریان را آموختهام شبها·وقت حشرانگیزی در چالش و میخواری
- 3 جنی پنهان باشد در ستر و امان باشد·پوشیدهتر از پریان ماییم به ستاری
- 4 بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافل·در مکر خدا مانده آن قوم ز اغیاری
- 5 خود را تو نمیدانی جویای پری ز آنی·مفروش چنین ارزان خود را به سبکباری
- 6 و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهر·از دیو و پری برده صد گوی به عیاری
- 7 شب از مه او حیران مه عاشق آن سیران·نی بیمزه و رنگین پالوده بازاری
- 8 از سیخ کباب او وز جام شراب او·وز چنگ و رباب او وز شیوه خماری
- 9 دیوانه شده شبها آلوده شده لبها·در جمله مذهبها او راست سزاواری
- 10 خواب از شب او مرده شلوار گرو کرده·کس نیست در این پرده تو پشت کی میخاری
- 11 بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخر·نی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری
ganjoor: sh2595 · public domain