दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2650› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۵۰
- بگوید خصم تا خود چون بود این تو از بیچونی و در چون نگنجی
G2650:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 تو آن ماهی که در گردون نگنجی·تو آن آبی که در جیحون نگنجی
- 2 تو آن دُرّی که از دریا فزونی·تو آن کوهی که در هامون نگنجی
- 3 چه خوانم من فسون ای شاه پریان·که تو در شیشه و افسون نگنجی
- 4 تو لیلیی ولیک از رشک مولی·به کنج خاطر مجنون نگنجی
- 5 تو خورشیدی قبایت نور سینه است·تو اندر اطلس و اکسون نگنجی
- 6 توی شاگرد جان افزا طبیبی·در استدلال افلاطون نگنجی
- 7 تو معجونی که نبود در ذخیره·ذخیره چیست در قانون نگنجی
- 8 بگوید خصم تا خود چون بود این·تو از بیچونی و در چون نگنجی
- 9 چنین بودی در اشکمگاه دنیا·بگنجیدی ولی اکنون نگنجی
- 10 مخوان در گوشها این را خمش کن·تو اندر گوش هر مفتون نگنجی
ganjoor: sh2650 · public domain