दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2651 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۵۱

  1. چو حلقه بر درت گرچه مقیمم چه چاره چون تو بر بام بلندی

G2651:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 کریما تو گلی یا جمله قندی·که چون بینی مرا چون گل بخندی
  2. 2 عزیزا تو به بستان آن درختی·که چون دیدم تو را بیخم بکندی
  3. 3 چه کم گردد ز جاهت گر بپرسی·که چونی در فراقم دردمندی
  4. 4 من آنم کز فراقت مستمندم·تو آنی که خلاص مستمندی
  5. 5 در این مطبخ هزاران جان به خرج است·ببین تو ای دل پرخون که چندی
  6. 6 چو حلقه بر درت گرچه مقیمم·چه چاره چون تو بر بام بلندی
  7. 7 بیا ای زلف چوگان حکم داری·که چون گویم در این میدان فکندی
  8. 8 سپند از بهر آن باشد که سوزد·دلا می‌سوز دلبر را سپندی
  9. 9 بیا ای جام عشق شمس تبریز·که درد کهنه را تو سودمندی

ganjoor: sh2651 · public domain