दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2652› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۵۲
- قضا آمد بدیدم ماه رویی گرفتم من سر زلفش به بازی
G2652:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نگارا تو در اندیشه درازی·بیاوردی که با یاران نسازی
- 2 نه عاشق بر سر آتش نشیند·مگر که عاشقی باشد مجازی
- 3 به من بنگر که بودم پیش از این عشق·ز عالم فارغ اندر بینیازی
- 4 قضا آمد بدیدم ماه رویی·گرفتم من سر زلفش به بازی
- 5 گناه این بود افتادم به عشقی·چو صد روز قیامت در درازی
- 6 ز خونم بوی مشک آید چو ریزد·شهید شرمسارم من ز غازی
- 7 نصیحت داد شمس الدین تبریز·که چون معشوق ای عاشق ننازی
ganjoor: sh2652 · public domain