दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2688› शेर 8 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۸۸
- دهان بربند کاین جا یک نظر نیست که بشناسد سواری از غباری
G2688:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 صلا ای صوفیان کامروز باری·سماع است و شراب و عیش آری
- 2 صلا که ساعتی دیگر نیابی·ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
- 3 چنان در بحر مستی غرق گردند·که دل در عشق خوبی خوش عذاری
- 4 از این مستان ننوشی های و هویی·وزین خوبان نبینی گوشواری
- 5 در این مستان کجا وهمی رسیدی·گر این مستان ننالند از خماری
- 6 به صد عالم نگنجد از جلالت·چنین سلطان و اعظم شهریاری
- 7 ولیکن چون غبار انگیخت اسپش·به وهم آمد کر و فر سواری
- 8 دهان بربند کاین جا یک نظر نیست·که بشناسد سواری از غباری
ganjoor: sh2688 · public domain