दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2706› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۷۰۶
- چه بودی گر بدانستی مهی را شکسته اختری در بیوفایی
G2706:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چه دلشادم به دلدار خدایی·خدایا تو نگهدار از جدایی
- 2 بیا ای خواجه بنگر یار ما را·چو از اصحاب و از یاران مایی
- 3 بدان شرطی که با ما کژ نبازی·وگر بازی تو با ما برنیایی
- 4 دغایانی که با جسم چو پیلند·سوار اسب فرهنگ و کیانی
- 5 پیاده گشته و رخ زرد ماندند·ز فرزین بند شاهان بقایی
- 6 چه بودی گر بدانستی مهی را·شکسته اختری در بیوفایی
- 7 وگر مه را نداند ماه ماه است·چگونه مه نه ارضی نی سمایی
- 8 که ارضی و سمایی را غروب است·فتد بیاختیارش اختفایی
- 9 ظهور و اختفای ماه جانی·به دست او است در قدرت نمایی
- 10 بسوز ای تن که جان را چون سپندی·به دفع چشم بد چون کیمیایی
- 11 که چشم بد به جز بر جسم ناید·به معنی کی رسد چشم هوایی
- 12 کناری گیرمش در جامه تن·که جان را زو است هر دم جان فزایی
- 13 خیالت هر دمی این جاست با ما·الا ای شمس تبریزی کجایی
ganjoor: sh2706 · public domain