दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2741› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۷۴۱
- ای دل چو به دام او فتادی از بند هزار دام رستی
G2741:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای آنک تو خواب ما ببستی·رفتی و به گوشهای نشستی
- 2 ای زنده کننده هر دلی را·آخر به جفا دلم شکستی
- 3 ای دل چو به دام او فتادی·از بند هزار دام رستی
- 4 رستی ز خمار هر دو عالم·تا حشر ز دام دوست مستی
- 5 با پر بلی بلند میپر·چون محرم گلشن الستی
- 6 رو بر سر خم آسمان صاف·تا درد بدی بدی به پستی
- 7 دولت همه سوی نیستی بود·میجوید ابلهش ز هستی
- 8 گیرم که جمال دوست دیدی·از چشم ویش ندیده استی
- 9 ای یوسف عشق رو نمودی·دست دو هزار مست خستی
- 10 خامش که ز بحر بینصیبی·تا بسته نقشهای شستی
ganjoor: sh2741 · public domain