दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2791› शेर 9 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۷۹۱
- حسن شمس الدین تبریزی برافکندی نقاب گر نه اندر پیش او فراش لا لالاستی
G2791:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی·در دل هر خار غم گلزار جان افزاستی
- 2 گر نه جوشاجوش غیرت کف برون انداختی·نقش بند جان آتش رنگ او با ماستی
- 3 ور نبودی پرده دار برق سوزان ماه را·این زمین خاک همچون آسمان درواستی
- 4 در ره معشوق جان گر پا و پر کار آمدی·ذره ذره در طریقش باپر و باپاستی
- 5 دیده نامحرمان گردیده بودی عشق را·خود طناب خیمههای جمله بر دریاستی
- 6 گر نه خون آمیز بودی آب چشم عاشقان·بر سر هر آب چشمی نقش آن میناستی
- 7 روز و شب گر دیده بودی آتش عشق مرا·گرم رو بودی زمانه دی ز من فرداستی
- 8 خاک باشی خواهد آن معشوق ما ور نی از او·جای هر عاشق ورای گنبد خضراستی
- 9 حسن شمس الدین تبریزی برافکندی نقاب·گر نه اندر پیش او فراش لا لالاستی
ganjoor: sh2791 · public domain