दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2792 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۷۹۲

  1. در رخ جان رنگ او دیدم بپرسیدم از او سر چنین کرد او که یعنی محرم این نیستی

G2792:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی·ز آنک مسی در صفت خلخال زرین نیستی
  2. 2 راست گو جانا که امروز از چه پهلو خاستی·چیز دیگر گشته‌ای تو رنگ پیشین نیستی
  3. 3 در رخ جان رنگ او دیدم بپرسیدم از او·سر چنین کرد او که یعنی محرم این نیستی
  4. 4 دوش آمد خواجه‌ای بر در بگفتش عشق او·سیم و زر داری ولیکن مرد زرین نیستی

ganjoor: sh2792 · public domain