दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2809› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۸۰۹
- گفتمش زان کفچهای تا نفس من ساکن شود گفت رو کاین نیست ای جان بهره انسانیی
G2809:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی·زهره آمد ز آسمان و میزند سرخوانیی
- 2 جبرئیل آمد به مهمان بار دیگر تا خلیل·میکند عجل سمین را از کرم بریانیی
- 3 روز مهمانی است امروز الصلا جانهای پاک·هین ز سرها کاسه زیبا در چنین مهمانیی
- 4 بانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرا·بوی خوش میآیدم از قلیه و بورانیی
- 5 میکشید آن بو مرا تا جانب مطبخ شدم·مطبخی پرنور دیدم مطبخی نورانیی
- 6 گفتمش زان کفچهای تا نفس من ساکن شود·گفت رو کاین نیست ای جان بهره انسانیی
- 7 چون منش الحاح کردم کفچه را زد بر سرم·در سر و عقلم درآمد مستی و ویرانیی
ganjoor: sh2809 · public domain