दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2815› शेर 10 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۸۱۵
- عسس و شحنه چه گویند حریفان ملک را همه در روی درافتند که بس خوب خصالی
G2815:10
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بمشو همره مرغان که چنین بیپر و بالی·چو نه میری نه وزیری بن سبلت به چه مالی
- 2 چو هیاهوی برآری و نبینند سپاهی·بشناسند همه کس که تو طبلی و دوالی
- 3 چو خلیفه پسری تو بنه آن طبل ز گردن·بستان خنجر و جوشن که سپهدار جلالی
- 4 به خدا صاحب باغی تو ز هر باغ چه دزدی·بفروش از رز خویشت همه انگور حلالی
- 5 تو نه آن بدر کمالی که دهی نور و نگیری·بستان نور چو سائل که تو امروز هلالی
- 6 هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر·که همه اختر و ماهند و تو خورشیدمثالی
- 7 بده آن دست به دستم مکشان دست که مستم·که شراب است و کباب است و یکی گوشهای خالی
- 8 بدوان مست و خرامان به سوی مجلس سلطان·بنگر مجلس عالی که توی مجلس عالی
- 9 نه صداعی نه خماری نه غمت ماند نه زاری·عسسی دان غم خود را به در شحنه و والی
- 10 عسس و شحنه چه گویند حریفان ملک را·همه در روی درافتند که بس خوب خصالی
ganjoor: sh2815 · public domain