दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2818 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۸۱۸

  1. چه کنم جان و بدن را چه کنم قوت تن را که تو جبار جهانی همه بیمار فریبی

G2818:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 صنما چونک فریبی همه عیار فریبی·صنما چون همه جانی دل هشیار فریبی
  2. 2 سحری چون قمر آیی به خرابات درآیی·بت و بتخانه بسوزی دل و دلدار فریبی
  3. 3 دل آشفته نگیری خرد خفته نگیری·تو بدان نرگس خفته همه بیدار فریبی
  4. 4 ز غمت سنگ گدازد رمه با گرگ بسازد·رمه و گرگ و شبان را تو به یک بار فریبی
  5. 5 چه کنم جان و بدن را چه کنم قوت تن را·که تو جبار جهانی همه بیمار فریبی
  6. 6 قمر زنگی شب را تو کنی رومی مه رو·همه کوران سیه را تو به انوار فریبی
  7. 7 همه را گوش بگیری شنوایی برسانی·همه را چشم گشایی و به دیدار فریبی
  8. 8 تو نه آنی که فریبی ز کسی صرفه بجویی·تو همه لطف و عطایی تو به ایثار فریبی
  9. 9 تو صلاح دل و دینی تو در این لطف چنینی·که کمین خار فنا را سوی گلزار فریبی

ganjoor: sh2818 · public domain