दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2853 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۸۵۳

  1. طرب از تو باطرب شد عجب از تو بوالعجب شد کرم از تو نوش لب شد که کریم و پرعطایی

G2853:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی·دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی
  2. 2 تو شراب و ما سبویی تو چو آب و ما چو جویی·نه مکان تو را نه سویی و همه به سوی مایی
  3. 3 به تو دل چگونه پوید نظرم چگونه جوید·که سخن چگونه پرسد ز دهان که تو کجایی
  4. 4 تو به گوش دل چه گفتی که به خنده‌اش شکفتی·به دهان نی چه دادی که گرفت قندخایی
  5. 5 تو به می چه جوش دادی به عسل چه نوش دادی·به خرد چه هوش دادی که کند بلندرایی
  6. 6 ز تو خاک‌ها منقش دل خاکیان مشوش·ز تو ناخوشی شده خوش که خوشی و خوش فزایی
  7. 7 طرب از تو باطرب شد عجب از تو بوالعجب شد·کرم از تو نوش لب شد که کریم و پرعطایی
  8. 8 دل خسته را تو جویی ز حوادثش تو شویی·سخنی به درد گویی که همو کند دوایی
  9. 9 ز تو است ابر گریان ز تو است برق خندان·ز تو خود هزار چندان که تو معدن وفایی

ganjoor: sh2853 · public domain