दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2863› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۸۶۳
- آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود ز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی
G2863:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی·مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
- 2 سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار·ز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی
- 3 به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی·در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی
- 4 زیر دیوار وجود تو توی گنج گهر·گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی
- 5 آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است·کو قراضه تک غلبیر تو گر میبیزی
- 6 تیغ جانی تو برآور ز نیام بدنت·که دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی
- 7 تیغ در دست درآ در سر میدان ابد·از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی
- 8 آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود·ز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی
- 9 ور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدین·کو به جان هست ز عرش و به بدن تبریزی
ganjoor: sh2863 · public domain