दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2904› शेर 11 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۹۰۴
- رو خمش کن بینشانی خامشی است پس چرا سوی نشان بگریختی
G2904:11
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عاقبت از عاشقان بگریختی·وز مصاف ای پهلوان بگریختی
- 2 سوی شیران حمله بردی همچو شیر·همچو روبه از میان بگریختی
- 3 قصد بام آسمان میداشتی·از میان نردبان بگریختی
- 4 تو چگونه دارویی هر درد را·کز صداع این و آن بگریختی
- 5 پس روی انبیا چون میکنی·چون ز تهدید خسان بگریختی
- 6 مرده رنگی و نداری زندگی·مرده باشی چون ز جان بگریختی
- 7 دستمزد شادمانی صبر توست·رو که وقت امتحان بگریختی
- 8 صبر میکن در حصار غم کنون·چون ز بانگ پاسبان بگریختی
- 9 کی ببینی چشم تیرانداز را·چون ز تیر خرکمان بگریختی
- 10 زخم تیغ و تیر چون خواهی کشید·چون تو از زخم زبان بگریختی
- 11 رو خمش کن بینشانی خامشی است·پس چرا سوی نشان بگریختی
ganjoor: sh2904 · public domain