दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2922› शेर 9 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۹۲۲
- برشکن از بادههای بیخودان تختهبندی ز استخوان و عرق و پی
G2922:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می·هم بهاری در میان ماه دی
- 2 هر طرف از عشق تو پَر سوخته·آفتاب و صد هزاران همچو دی
- 3 چون همیشه آتشت در نی فتد·رفت شِکَّر زین هوس در جان نی
- 4 سر بُریدی صد هزاران را به عشق·زهره نِی جان را که گوید های و هی
- 5 عاشقان سازیدهاند از چشم بد·خانهها زیر زمین چون شهر ری
- 6 نیست از دانش بتر اشکنجهای·وای آنک ماند اندر نیک و بی
- 7 آن زنانِ مصر اندر بیخودی·زخمها خورده نکرده وای وی
- 8 در شب معراج شاه از بیخودی·صدهزارانساله ره را کرده طی
- 9 برشکن از بادههای بیخودان·تختهبندی ز استخوان و عرق و پی
- 10 شمس تبریزی تو ما را محو کن·ز آنک تو چون آفتابی ما چو فِی
ganjoor: sh2922 · public domain