दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2946› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۹۴۶
- امروز بس خرابی هم جام آفتابی نی کدخدای ماهی نی شوهر مهستی
G2946:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی·دی بحر تلخ بودی امروز گوهرستی
- 2 دی بایزید بودی و اندر مزید بودی·و امروز در خرابی دردی فروش و مستی
- 3 دردی بنوش ای جان بسکل ز هوش ای جان·ازرق مپوش ای جان تا که صنم پرستی
- 4 امروز بس خرابی هم جام آفتابی·نی کدخدای ماهی نی شوهر مهستی
- 5 افزونی از مساکن بیرونی از معادن·آن نیستی ولیکن هستی چنانک هستی
- 6 یک گوشه بسته بودی زان گوشه خسته بودی·آن بسته را گشودی رستی تمام رستی
- 7 حیوان سوار نبود جز بهر کار نبود·حیوان نهای تو حیی جستی ز کار جستی
- 8 تو پیک آسمانی چون ماه کی توانی·تا تو سوار پایی تا تو به دست شستی
- 9 خامش مده نشانی گرچه ز هر بیانی·شد مرهم جهانی هر خستهای که خستی
ganjoor: sh2946 · public domain