दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2952› शेर 9 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۹۵۲
- وقتی که دررمیدی تو سوی شمس تبریز آن جا خدای داند کاندر چه لاله زاری
G2952:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گر از شراب دوشین در سر خمار داری·بگذار جام ما را با این چه کار داری
- 2 ور تازهای نه دوشین بنشین بیا بنوش این·تا از خیال پیشین زنهار سر نخاری
- 3 تا سنگ را پرستی از دیگران گسستی·دریا تو را نشاید گر سیل یاد آری
- 4 در بارگاه خاقان سودای پرنفاقان·زنبیل هر گدایی در پیش شهریاری
- 5 فهرست یاد کینی با لطف ساتکینی·اندر بهشت وآنگه در شعلههای ناری
- 6 زین سر اگر ببینی مویی ز خوب چینی·نی پرده زیر ماند نی نعرههای زاری
- 7 نی غورهای بجوشی نی سرکهای فروشی·الا شراب نوشی انگور میفشاری
- 8 انگور این وجودت افشردن تو سودت·انگار کین نبودت تا چند مهر کاری
- 9 وقتی که دررمیدی تو سوی شمس تبریز·آن جا خدای داند کاندر چه لاله زاری
ganjoor: sh2952 · public domain