दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2975› शेर 10 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۹۷۵
- آری جنون ساعه شرط شجاعت است با مایه خرد نکند هیچ کس نری
G2975:10
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هر روز بامداد به آیین دلبری·ای جان جان جان به من آیی و دل بری
- 2 ای کوی من گرفته ز بوی تو گلشنی·وی روی من گرفته ز روی تو زرگری
- 3 هر روز باغ دل را رنگی دگر دهی·اکنون نماند دل را شکل صنوبری
- 4 هر شب مقام دیگر و هر روز شهر نو·چون لولیان گرفته دل من مسافری
- 5 این شهسوار عشق قطاریق میرود·حیران شدم ز جستن این اسب لاغری
- 6 از برق و آب و باد گذشتهست سم او·آن جا که سم او است نه خشکی است و نه تری
- 7 راهی که فکر نیز نیارد در او شدن·شیران شرزه را رود از دل دلاوری
- 8 چه شیر کآسمان و زمین زین ره مهیب·از سر به وقت عرض نهادند لمتری
- 9 از هیبت قدر بنهادند رو به جبر·وز بیم رهزنان نگزیدند رهبری
- 10 آری جنون ساعه شرط شجاعت است·با مایه خرد نکند هیچ کس نری
- 11 تا باخودی کجا به صف بیخودان رسی·تا بر دری چگونه صف هجر بردری
- 12 ای دل خیال او را پیش آر و قبله ساز·قانع مشو از او به مراعات سرسری
- 13 قانع چرا شدی به یکی صورتت که داد·پنداشتی مگر که همین یک مصوری
- 14 خاموش باش طبل مزن وقت حمله شد·در صف جنگ آی اگر مرد لشکری
ganjoor: sh2975 · public domain