दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3005› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۰۵
- دو چشم را تو ناظر هر بینظر مکن در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
G3005:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی·آرام جان خویش ز جانان خویش جوی
- 2 اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب·آن ذوق را هم از لب و دندان خویش جوی
- 3 دو چشم را تو ناظر هر بینظر مکن·در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
- 4 نقلست از رسول که مردم معادنند·پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
- 5 از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین·از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی
- 6 برقی که بر دلت زد و دل بیقرار شد·آن برق را در اشک چو باران خویش جوی
- 7 انبان بوهریره وجود توست و بس·هر چه مراد توست در انبان خویش جوی
- 8 ای بینشان محض نشان از کی جویمت·هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی
ganjoor: sh3005 · public domain