दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3010› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۱۰
- مرغ دلم میطپید هیچ سکونی نداشت مسکن اصلیش دید یافت در او ساکنی
G3010:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 روی من از روی تو دارد صد روشنی·جان من از جان تو یابد صد ایمنی
- 2 آهن هستی من صیقل عشقش چو یافت·آینه کون شد رفت از او آهنی
- 3 مرغ دلم میطپید هیچ سکونی نداشت·مسکن اصلیش دید یافت در او ساکنی
- 4 ندْهد بیچشم تو چشم من آینگی·ندْهد بیروز تو روزن من روزنی
- 5 چشم منش چون بدید گفت که نور منی·جان منش چون بدید گفت که جان منی
- 6 صبر از آن صبر کرد شکر شکر تو دید·فقر از آن فخر شد کز تو شود او غنی
- 7 گاه منم بر درت حلقهٔ در میزنم·گاه توی در برم حلقهٔ دل میزنی
- 8 باد صبا سوی عشق این دو رسالت ببر·تا شوم از سعی تو پاک ز تردامنی
- 9 هست مرا همچو نی وام کمر بستنی·هست تو را همچو نی وام شکر دادنی
- 10 ای دل در ما گریز از من و ما محو شو·زانک بریدی ز ما گر نبری از منی
- 11 دانه شیرین به سنگ گفت چو من بشکنم·مغز نمایم ولیک وای چو تو بشکنی
ganjoor: sh3010 · public domain