दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3065› शेर 5 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۶۵
- زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور از این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی
G3065:5
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 شدم به سوی چه آب همچو سقایی·برآمد از تک چه یوسفی معلایی
- 2 سبک به دامن پیراهنش زدم من دست·ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی
- 3 به چاه در نظری کردم از تعجب من·چه از ملاحت او گشته بود صحرایی
- 4 کلیم روح به هر جا رسید میقاتش·اگر چه کور بود گشت طور سینایی
- 5 زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور·از این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی
- 6 کسی که زنده شود صد هزار مرده از او·عجب نباشد اگر پیر گشت برنایی
- 7 هزار گنج گدای چنین عجب کانی·هزار سیم نثار لطیف سیمایی
- 8 جهان چو آینه پرنقش توست اما کو·به روی خوب تو بیآینه تماشایی
- 9 سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تو·نه عقل ماند و نه اندیشهای و نی رایی
ganjoor: sh3065 · public domain