दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 3068 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۶۸

  1. از آن میی که اگر باغ از او شکوفه کند ز گل گلی بستانی ز خار هم خاری

G3068:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 فرست باده جان را به رسم دلداری·بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری
  2. 2 بدان نشان که همه شب چو ماه می‌تابی·درون روزن دل‌ها برای بیداری
  3. 3 بدان نشان که دمم داده‌ای از می که خویش·تهی و پر کنمت دم به دم قدح واری
  4. 4 بگرد جمع مرا چون قدح چه گردانی·چو باده را به گرو برده‌ای نمی‌آری
  5. 5 از آن میی که اگر بر کلوخ برریزی·کلوخ مرده برآرد هزار طراری
  6. 6 از آن میی که اگر باغ از او شکوفه کند·ز گل گلی بستانی ز خار هم خاری
  7. 7 چو بی‌تو ناله برآرم ز چنگ هجر تو من·چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از زاری
  8. 8 گره گشای خداوند شمس تبریزی·که چشم جادوی او زد گره به سحاری

ganjoor: sh3068 · public domain