दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 3076 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۷۶

  1. درید چارق ایمان و کفر در طلبت هزارساله از آن سوی کفر و ایمانی

G3076:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی·زهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی
  2. 2 جهان ز نور تو ناچیز شد‌، چه چیزی تو‌؟·طلسم دلبری‌یی یا تو گنج جانانی‌؟
  3. 3 زهی قلم که تو را نقش کرد در صورت·که نامه همه را نانبشته می‌خوانی
  4. 4 برون بری تو ز خرگاه‌ِ شش‌جهت جان را·چو جان نماند‌، بر جاش عشق بنشانی
  5. 5 دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو را·تو ترجمان‌بگ سرّ زبان مرغانی
  6. 6 چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغی·که آفت نظر جان صد سلیمانی
  7. 7 درید چارق ایمان و کفر در طلبت·هزارساله از آن سوی کفر و ایمانی
  8. 8 به هر سحر که درخشی خروس جان گوید·بیا که جان و جهانی‌، برو که سلطانی
  9. 9 چو روح من بفزوده‌ست شمس تبریزی·به سوی او برم از باغ روح ریحانی

ganjoor: sh3076 · public domain